تبليغاتX
چراغ - وقتی مولوی دختر باز شود

یکشنبه بیست و ششم آبان 1387

وقتی مولوی دختر باز شود

 در این روزها یک داستان جالب را شنیدم. اول شوکه شدم بعد باورم شد  که می شود  در کشوری که  هیج چیزی در جای خودش قرار ندارد. این کار هم شود. داستان از این قرار بود که دوستی داشتم در یکی از ولایتها ولی مدتی بود که بسیار دچار افسردگی و نا امیدی شده بود. دختر فعالی که قبلا بود دیگر نبود و من تلاش کردم که علت را بدانم.  بعد از چندین بار تماس او راز نگفته ای را افشا کرد که من را شوکه کرد. گپ از این قرار بود که این دخترک فعال و تحصیل کرده بود. خیلی به فعالیت اجتماعی و سیاسی علاقه داشت. جالب اینکه سنش نیز از ۲۵ سال تجاوز نمی کند.

  او به من درد مندانه گفت که می دانی  در  کشور ما اگر کسی فعالیت سیاسی  واجتماعی داشته باشد و بخواهد برای این کشور  کار کند همواره  به دیده شک به او نگریسته می شود. من نیز از اینکه در جامعه مرد سالار افغانستان فعالیت سیاسی داشتم همه شاید این فکر به سرش زده بود. از جمله مولوی که  در مسجد جامع  این  شهر کار می کرده و آدم است که همواره علیه تمام مظاهر بد اجتماعی فعالیت می کند یک روز ایشان یک نامه به این دختر داده بود و از ایشان خواسته بود که با این فعال اجتماعی  رابطه جنسی داشته بود و این برای من باعث شوک شد. نظر شما در این باره چه می باشد.

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 8:32 |  لینک ثابت   •