یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
بازگشت و بی پناهی
هفته اول :حسن ب . باضربات دشنه دومردموتورسوارپس ازآنکه جیبش رازده بودند دوهفته بستری شد.
هفته دوم:بوستان الف . باضربات سطحی ترجلوچشمان پسرهشت ساله اش باحمله موتورسوارن مجروحشد.
هفته سوم:سیدایوب ع . راموردحمله قراردادند که باهمکاری صاحب خانه اش توانیست سالم ازمعرکه نجات یابد.
هفته چهارم:خانم مریم م . که می خواست بدیهی شوهرش ازهمسایه راببردموردتعقیب موتورسوارن قرارگرفت که اگریکی ازهمسایه هاازراه نمی رسیدکیفش راقطعاخالی می کردند.
مشکلات ازاین دست همیشه فراروی مهاجران قرارداشته است منتهی آنچه سارقان راجری ترساخته است برخوردجدی پولیس بامهاجران وعدم حمایت قانون ازمهاجرین فاقدمدرک اقامتی است.
مضاف برآن تحقیرروانی مهاجرین درطول سالیان گذشته وحال خوددرتشدیدحرکت های اوباش هاوعدم شکایت آنها به دادگاه موثربوده است.
امیداست که دست اندرکاران مساله بادقت بیشتر پیگیربرنامه های ازاین قبیل باشند.
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
جشن
۱-شعرخوانی آقایان علی مددرضوانی ،محمدسروررجایی وخانم وجیه خدانظر
۲-سخنرانی آقایان: عیسی رحیمی دبیرسوم سفارت، امام جمعه مهاجرین خیرآباد،آقای دکترعظیمی مسوول عودت مهاجرین درسفارت.
۳-اجرای موسیقی توسط خواننده خوب کشر آقای عبدالرحیم جعفری و...
۳-اجرای سرودواتن ملی و....
نظر:بعض قسمت های بربسیار وبعض دیگر متاسفانه بسیارضعیف بودمثلااجرای جعفری بعض سخنرانی هابابعضی قسمت هامثل سرودها ،مقاله و...آدم رابه یادکودکی می انداخت که درخلقت تناسب ندارند
با آنهم« کفش کهنه دربیابان نعمت است»
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
مردم کابوس می بینند
جمعه بیست و ششم مرداد 1386
بیهوده روزگار
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
دیداردورئس
احتمالا تنهاچیزی که دراین مقوله مطرح خواهدشددرخواست مدارااست وبس.که معمولا عمرقول وقرارهای ازاین دست بسیارکم است.ازسوی دیگرآقای احمدی نژادبادیدن گوشه های ازمشکلات کشورهمسایه اش وانعکاس بازگرداندن مهاجرین باچنین شدت درشرایط کنونی دربین عامه مردم افغانستان،حتماباوجوه دیگر این قضیه آشناخواهدشدسفرامروزبهترین فرستی است حتابرای کوتاه مدت هم که شده به صورت رسمی نسبت به مساله مهاجرین تجدیدنظرنمایدوراجع به مساله ناامنی وموادمخدردرمرزهای مشترک نگاه خودراکمی واقع بینانه ترنمایدچه انکه مشکل جدی موادمخدردرایران ازناحیه موادمخدرصنعتی است که قطعاازافغانستان واردنمی شودهمینطورمساله عدم امنیت.. چون گروه جندالله وامثال شان باطالبان آبشخورواحددارندکه عمدتادرعراق وپاکستان است .اماحتمااین طورنخواهدشدچون حاکمان آنطورکه مایلند برای ملت های شان تصمیم می گیرند.
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
تشکرازیک دوست
اگرادعاکنم که به عنایت خواننده گان احتیاج ندارم دروغ است.چون خوانندگان آیینه های تمام نمای من هستند.خوانندگان قوت قلب من هستند.خوانندگان منبع افزایش دانش من هستنداماهمانطور که می بینیدازآغازاین کارتاکنون باکمترین بازدیدکننده ای که پیام بگذارد مواجه بوده ایم اما چه می شود کردماسه نفر نیز چون سه معتاد تزریقی هم کارمان رادوست داریم هم خلوت سکرآورمان را.البته این به این معنی نیست که آشناییبا شماراپزیرا نباشیم باکمال افتخار به سوی شما دست دوستی دراز خواهیم کرد اماباکمال تاسف سایت تان راباز نتوانستم.
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
تبریک
منطقه شیرداغ اگرچه فعلاباطالبان درگیری مستقیم ندارداماهمجواری این منطقه باارزگان خاص (بعنوان کانون بحران درمنطقه)وخاک ایران که ازمدت هاپیش بدست طالبان افتاده است امنیت شیرداغ رانیزبه مخاطره کشانده است.
شیرداغ هنوزتوسط خرده ارباب های منطقه ای اداره میشود.بیش ازهزارخانواده درآن سکونت دارداماهنوزازکلنیک ومکتب محروم هستند.
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
همدردی
۲-خانواده های محترم محمودی وعلیزاده مارادرمصیبت درگزشت مرحوم حاجی زرگر(بزگ خاندان محمودی )باخودهاشریک بدانید.
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
باتازه های ...
۲-بارش تابستانی باعث شد مختصر سیلاب برخی مناطق شیرداغ را فرابگیرد.
جمعه نوزدهم مرداد 1386
نمی دانم چرانوشتم
وقتی این چندبیت راخواندم باخودگفتم خوش بحال خواجه درروزگارمااگربتوان یاری یافت پایان آن جزپشیمانی چیزی نیست.امروزه اگرمال،جمال ،کمال ،قدرت ،شهرت و....ازسیمای شریف رفیق نباردهمه ازاومی برند مرده ای که خودیابستگانش یکی ازخصایص بالارانداردبه مرداریک حیوان شباهت بیشتردارداردزندهایش که بگزر.
بازجای شکرش باقی است درهمین جهان حیوانی می توان آدم های شریفی راهم یافت آری جنگل بی شیر باقی نمی ماند.
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
علم جعفری
ورق همی زند اینگار برگ یک گل را
شبیه کودکی هایم زلال می خواند
علم برای دلم واژه واژه کابل را
علم ازدوستان دوران کودکی من است لسانس اقتصادشراازانگلستان گرفته است کسیکه بسیارزودگمش کردم ودیریافتمش نه درروزهای عادی(ایام محرم)وبازگمش کردم امااین باراورادرخانه ی دیگران یافتم (پاکستان )واوبرایم لباس آوارگی خرید وقتیکه لباس راپوشیدم عین خودش شده بودم.سالهاگزشت بازعلم رایافتم این بارآوارگی وغم هردودست دردست هم داده بودند:(هموطنان مهاجرم بسیارغمگینانه به وطن بازگردانده می شدند)اوهم اینک ازکابل به کویته عازم است «هرکجاهست خدایابه سلامت دارش»
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
جنون
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
حادثه خونین
اجساد قاتلان درحالیکه متواری بودنددرنزدیکی خانه ی پدرزن مقتول پیدا شد ه است مطابق
خبرهای رسیده ازشیرداغ کفته می شوداجسادکشته شدگان بعدازقتل درجای دیگرپشت خانه ی
پدرزن شیرمحمدمنتقل شده است برای بررسی موضوع افرادمطلع منطقه به ولسوالی احضارشده است
چهارشنبه سوم مرداد 1386
مدتی این مثنوی تاخیرشد
باعرض پوزش ازدوستانی که گاه گداری ازماسرمی زنندباید عرض کنم که برخلاف امیدواری
دوست عزیزم آقای احمدشفای که دراولین یادداشت خودنوشت «این چراغ دیگرخاموش نخوا
هدشد »بنده احساس می کنم این چراغ هم خواهدمردچنانکه دراین مدت بخاطرتغییرشغل احمد
چراغ مرده بود.امیدوارم گرفتاری های وزارت خانه سایه ی لطفش راازسرچراغ کم نکند.
