تبليغاتX
چراغ

سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386

خاطره ای ازگوانتانامو

خاطره ای ازگوانتانامو

دکترموسوی گردیزی که به قول خودش مدت چهل ماه دراسارت آمریکایی هابسربرده است ازآن روزهاچنین یادمی کند:

من نماینده لوی جرگه اضطراری بودم ازسفرمکه برگشته بودم درجمع کسانیکه به استقبالم آمده بودنددستگیرشدم شرایطزندان بگرام مافوق تحمل بشر بودآرزوی مرگ می کردیم که مارابه کوبامنتقل کردندروزدومدرکوبا صدای فحاشی وزدن  شنیدم پرسیدم گفتندعربها افغانهاراکافرمی گویند،فحاشی می کنند ومی زننددباخودگفتم اینها که باطالبان این گونه رفتارمی کنندبامن شیعه چه خواهندکرد،بعدازآنکه فهمیدندمن شیعه هستم بهترین جمله ای که به من گفتنداین بود«لااکلمنی ولااکلمک » آنها بایهودی هاخیلی راحت اندامامسلمانان راکافرمی دانندمن چهارده نفررامی شناسم که بخاطررفتارهای این چنینی دیوانه شده اند.

-پیرمردی مجاهدوکوچی رادیدم وقتی سلام کردم جواب ندادچندروزبعد که محکمه سفارشیی من برگزارمی

شدیک نفرآمده بودتاشهادت بدهد همین پیرمرد قسم داده بودوگفته بود بگونه ای شهادت بده که این شیعه کافردوازده سال درزندان بماند.اوبعدازمدتی بیمارشدمن به تناسب شغلم کمکش کردم به اووبیست وسه نفردیگرسوادخواندن ونوشتن یاددادم وبه ده نفرحفظوتفسیرقرآن .بعدازمدتی که آزادشدفرزندزندانی اشرابه من سپرد،درجمع زندانیان گفت من شیعه راکافرمی دانستم اماالان معتقدم که مسلمان ترازآنهاوجودندارند.

ازمشاهده ای این گونه مواردبه این باوررسیده ام که عمده ای گرفتاریهای ماناشی ازجهل دینی است بهترین راه این است که مذهب مان راخوب بشناسیم وبه دیگران خوب بشناسانیم.

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 23:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم فروردین 1386

سالی که برماگذشت

 

 

 

 سال نوتان مبارک

 

 

سال گذشته برای مردم ماخیلی میمنت نداشت هیچ نقطه ای روشنی یافت

 نشدکه بتوان بدان دل اویخت.

طرح تاسیس مکتب توسط افرادخیرباحمایت پسرآیت الله فیاض مقبول طبع

خییرین واقع نشد.

طرح تاسیس مدرسه توسط خود جوانان همچون سالهای گذشته بجایی نرسید.

طرح تاسیس مدرسه توسطیک مهندس ایرانی  نیزنافرجام ماند.

گذشته ازحوادث ومرگ ومیر طبیعی هفت نفرازدم شمشیر طالب گذشتند.

رقابت های منفی همچنان ادامه یافت ونمایندگان متعددزمینه ای حضوریافتند.

ربادرکناررشوه همچنان به عنوان یک معامله ای بهنجار ادامه یافت.

رشداعتیاددربین جوانان نمود بیشتریافت.

و.....

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 0:48 |  لینک ثابت   •