دوشنبه سی ام بهمن 1385
دیروز بازهم برف بارید
دیر روز صبح روز از خواب بیدار شدم با صدای تب تب بیل همسایه که به پشت بامش می کوبید خیلی آزار دهنده بود.زورت می دهد اگر کسی ساعت سه و نیم شب از خواب بیدارت کند.ولی اون هم مجبور بود خودش در ویرانه ای در همسایگی ما زندگی می کند . خانه ای که در دوران جنگ ویرانه اش کرده اند و الا او ساخته بود اکنون دیگر توان ندارد .هم از لحاظ پولی و هم از نظر جسمی جنگ هر دو را از او گرفته است اکنون یک طبقه از خانه ای کانکریتی اش ویران شده و فقط یک طبقه مانده که وقتی آب از آسمان می چکد از داخل بستر او و فرزندانش سر در می آورد .پس مظلوم مجبور است .
او در این روزها که برف و باران می بارد شب آرامی ندارد هموار بام خانه اش را با بیل می کوبد و می کوبد. همانند کسی که خرمن کوبد تا جلو نفوذ آب را بگیرد او از برف راضی نیست زیرا گرم کردن خانه اش نیز کاری است بس دشوار. فرزندانش را صبح زود می بینم که می آید در خیابانها می بیند که بر سر زباله دانی ها چه انداخته اند. کاغذ و روزنامه .....
خودش می گوید روزگار سختی را سپری کرده بدون دلیل تمام زندگی اش را از دست داده و اکنون فقط یک عرفه دارد که بتواند با ان شکم بچه ها و زنش را سیر کند.
برف امسال در کابل برای خیلی از مردم این شهر مشکل آفرین شده بود و لی مقامات دولتی و خارجی راحت بودند به دو دلیل اول اینکه مشکل همانند مردم دیگر نداشتند و دیگر اینکه زمستان در افغانستان چنان سخت است که جنگ هم تعطیل شده بود و دیگر کاری برای انجام دادن نبود و حتی این کار باعث شد تا مقامات عالی رتبه فرصت پیدا کنند و جاسوسها را نیز شناسایی کنند و بعد سفیرش کنند و بفرستند به کشورهای خوب اروپایی این از نعمت زمستان سخت در افغانستان بود.
زمستان چنان سخت بود که از اولین روزهای زمستان مقامات دولت افغانستان متوجه شدند که این کشور پاکستان ناکس در امور افغانستان مداخله می کرده است و بعد بقییه ماجرا را فهمید و حتی مشکل موسی قلعه را نیز........
راستی زمستان برای مردم کابل و سراسر افغانستان سخت بود سیر کردن شکم اعضایی خانواده و آوردن یک سبد گرما به داخل اتاقها کاری سختی بود همگی این را احساس می کرد و من نیز وقتی که می دیدم همایسه مان به دلیل اینکه چوبها زود نسوزد اول آنها را زیر برف و باران می ماند تا نمناک شوند و بعد می سوزاند احساس کردم که این زمستان جقدر سخت بوده است.
مردم تازه تنش را به گرمای آفتاب داده بودند که روز گذشته از شانس بد دوباره برف بارید و آبرها خورشید را نیز از این مردم دزدید و این خیلی برای مردم شهر کابل گران بود .
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
برزگداشت سالروز حادثه افشار
آنروز همه آمده بودند من نيز در ميان ديگران بودم ،جمعه بود و روز تعطيل. راستي هيج زمان نشده است كه به افشار رفته باشم و غير از قران خواني، فاتحه و... مراسم ديگر باشد. گاهي سر قبر بلخي رفته ايم و تمام روشنفكران افغان نيز آمده اند. البته اين در اولين روزهاي سال نو بود نامش را گذاشته بودند از" بلخي تا غبار" سر قبر همه روشنفكران افغان مي رفتيم و درباره آنان گپ مي زديم .
روز جمعه 27دلو بود و دوستاني كه مي شناختم آمده بودند از مرد و زن از مسيرهاي دور و نزديك استاد "اخگر" همانند هميشه حاضر بود و سخنراني كرد.امروز آمده بودند تا از سالگرد قتل عام افشار تجليل كنند تعداد زيادي مردم نیز نيامده بودند از جمله رهبران مانند ، خليلي ، محقق ، كاظمي و..... همه از اين اجتماع فرار كرده بودند .
راستي اين شعر چه زيباست :
دو عسكر مانده در بين دو سنگر دو رهبر خفته در بين دو بستر
دو رهبر پشت ميز صلح خندان دو بيرق بر سر گور دو عسكر
خبرنگاران خارجي همه آمده بودند تا درباره آنچه كه بر مردم افشار گذشته بود بشنوند و درباره اين جنايت هولناك بشري بنويسند. در ابتدا همه بر سر قبر استاد بلخي تجمع كرديم و مراسم مختصري در اين جا برگزار شد و بعد اكليل گل را برديم به سر قبر شهداي گمنام افشار.
در حاشيه غربي افشار يك مجموعه از قبرها كه هيج ندارند و حتي سنگ مزاري هم بر آن نصب نشده است 72نفر از مردم هزاره و شيعه خوابيده اند و اكنون خيلي ها ننگ دارند تا بر مزار اين افراد فاتحه بخوانند.
اكليل گل را بردند و بر مزار آنان نهادند دعا و فاتحه خوانده شد و بعد بر مزار اين شهيدان گل پاشيدند و مردم ايستادند و در سوگ آنان آهسته گريستند.
ترجمان كه به دست خود شهيدان را در اين محل دفن كرده مي گويد سه روز در اين منطقه قتل عام عمومي بود هركس كه توان حركت را داشتند كشته شدند و يا اسير.
وي كه گلويش را اشك مظلوميت آنروز پر كرده خيلي افسرده بود و مي گويد حتي كودكان و زنان نيز به اسارت برده شدند و تراژدي بشري براي مردم افشار و مردم ما غير قابل فراموش شدني است.
دراين مراسم كساني بودند كه در سن 14سالگي به اسارت رفته بودند و يا اينكه تعداد زيادي از افراد خانواده هاي خود را از دست داده بودند.
سكوت غم بر افشار سنگيني مي كرد. مردم و كوه كه در كنار افشار قرار دارد هر دو باهم دست به دست و به ياري هم اين تراژدي انساني را با هم تحمل مي كردند.
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
نگاهي به وضعيت مطبوعات در افغانستان
کارشناسان از رسانهها به عنوان يكي از شاخصهاي توسعه جامعه بشري ياد مي كنند و يكي از معيارهاي آنها سرانه نشريه به ازاي هر هزار نفر است.
اين رقم در كشورهاي مختلف با توجه به امكانات، رشد رسانهها، حمايت دولت و علاقهمندي مردم و گروهها براي فعاليت در عرصه رسانهاي، تغيير ميكند.
در افغانستان مطبوعات بر خلاف راديو و تلويزيون و سينما كاربرد وسيعتري پيدا كرده و به نسبت امكانات رشدي نسبتا خوب داشته است.
نبود برق و كمبود نيروي كارآمد براي فعاليت رسانههاي ديداري و شنيداري تا حدودي به توسعه روزنامه و مجله در اين كشور كمك كرده است.
البته شرايط قومي و نيز فعاليت گروههاي جهادي كه هر يك سعي در انتشار نشريهاي را داشتند هم بركسي پوشيده نيست.
بر اساس آمارهاي موجود در سال ۱۳۵۳خورشيدي، شمارگان روزنامه و مجله در اين كشور جهان سومي ۴۹۹هزار نسخه بود كه در سال ۱۳۵۴براي ۱۷نشريه به ۵۴۴هزار نسخه افزايش يافت كهسرانه آن ۲۷شماره براي هر هزار نفر بود.
از ۱۳۵۹خورشيدي به بعد گذشته از نشريههاي دولتي، گروههاي مختلف سياسي و اجتماعي اقدام به انتشار نشريه كردند.
افغانستان در ۲۷دسامير ۱۹۷۹ميلادي ( ۱۳۵۸خورشيدي) شاهد تجاوز ارتش سرخ بود كه پس از آن گروههاي سياسي و جهادي شكل گرفتند و هر يك نشريهاي را متناسب با خط فكري گروه خود منتشر ميكردند.
گر چه دراين دوران تيراژ نشريات زياد نبود، اما تعداد عنوان آنها زياد بود، برخي بهصورت روزانه، تعدادي در قالب هفتگي ، ماهانه و گاهنامه نيز منتشر ميشد.
در چنين شرايطي نشريات گروههاي جهادي انعكاسدهنده انديشه و مواضع سياسي،نظامي، عقيدتي و جهادي آنان بود و نشريات دولتي هم بنگاه تبليغاتي براي حاكميت بود.
در اين زمان دولت افغانستان تسلط زيادي بر رسانهها داشت و آنچه كه در تضاد با افكار و سياستهاي دولتي بود، به چاپ نميرسيد.
طالبان نيز در زمان حاكميت پنج ساله خود در افغانستان كنترل شديدي بر مطبوعات اعمال ميكرد و فقط مطالب مورد نظر آنها چاپ و منتشر ميشد.
بعد از سقوط گروه طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ميلادي( ۱۳۸۰خورشيدي) دولت جديد افغانستان، قانون آزادي مطبوعات را در اوايل سال ۲۰۰۲ميلادي اعلام كرد و كنترل و اعمال نفوذهاي گذشته را حذف نمود و نشريات قادر به بيان ديدگاههاي خود شدند.
دولت جديد افغانستان تسهيلاتي براي صدور نشريه فراهم كرد، به گونهاي كه متقاضيان ميتوانند با معرفي "مدير مسوول" و "ارائه درخواست" از وزارت فرهنگ و اطلاعات مجوز چاپ نشريه دريافت كنند.
مدت زمان صدور مجوز نشريه در افغانستان، ۲۴ساعت است و افراد ميتوانند قبل از دريافت مجوز، به صورت پيش شماره نشريه خود را چاپ و توزيع كنند.
پيشينه صنعت چاپ در افغانستان به سالهاي ۱۸۶۸تا ۱۸۷۹ميلادي(۱۲۴۷الي ۱۲۵۸خورشيدي ) بازميگردد كه اولين بار كتابهاي درسي و تمبر پستي طي اين سالها در اين كشور به چاپ رسيد و بعد از آن جرايد منتشر شدند.
اولين نشريهاي افغانستان، "شمس النهار" كابل نام داشت كه در سال ۱۸۷۳ ميلادي( ۱۲۵۲خورشيدي) به همت "ميرزا عبدالعلي خان" منتشر شد.
در سال ۱۹۰۵ميلادي( ۱۲۸۴خورشيدي) نيز نشريه "سراج الاخبار" آغاز منتشر شد، كه به دليل سياست سختگيرانه دولت وقت اين نشريه در آغازين روزهاي فعاليت از چاپ باز ماند.
شش سال بعد اين نشريه دوباره به همت "محمود طرزي" منتشر شد كه از وي به عنوان پدر مطبوعات افغانستان نام ميبرند.
طرزي با انتشار سراج الاخبار نه تنها به ايجاد جنبش روشنفكري در اين كشور كمك كرد، بلكه تلاش نمود تا زبان نوشتاري را به زبان گفتاري نزديك كند كه اين كار باعث ايجاد زمينههايي براي "رمان " نويسي در افغانستان گرديد.
پس از آن روزنامه "انيس" در سال ۱۹۲۷ميلادي ( ۱۳۰۶خورشيدي) با تلاش "غلام محيالدين انيس" كه از مصر به افغانستان بازگشته بود ، منتشر شد كه اكنون از اين نويسنده افغان به عنوان پدر مطبوعات آزاد افغانستان ياد ميشود.
در دوران زمامداري امير"امان اللهخان " طي سالهاي ۱۹۱۹الي ۱۹۲۹ميلادي (۱۲۹۸الي ۱۳۰۸خورشيدي) نشريه "ارشاد نسوان" ويژه زنان و "سراج اطفال" براي كودكان به چاپ رسيد كه به اين ترتيب رسانهها در افغانستان از حالت ذكور خارج شدند.
مطبوعات در افغانستان همانند اغلب كشورهاي همسايه به علت شيوههاي سخت- گيرانه حكومتي و اعمال محدوديت نتوانستند ، به طور مرتب منتشر شوند.
بعد از سال ۱۹۶۲ميلادي( ۱۳۴۱خورشيدي) بود كه قانون آزادي مطبوعات در افغانستان به تصويب رسيد و مردم اين كشور شاهد انتشار تعداد زيادي از مطبوعات آزاد بودند.
در دوران حاكميت دولت طرفدار شوروي وقت در افغانستان مطبوعات به دليل سانسور و نبود آزادي بيان با مشكلات زيادي رو به رو بودند كه تنها جرايد حزب حاكم در افغانستان از آزادي لازم برخوردار بودند
در دوران حاكميت مجاهدين و سقوط كابل به دست اين نيروها اغلب مطبوعات آزاد ديگر توان ادامه فعاليت نداشتند و مطبوعات دولتي نيز با مشكلات زيادي روبه رو شدند.
احزاب جهادي نيز در اين دوران رسانههاي خاص خود را داشتند كه فقط به تبليغ ديدگاه آنان ميپرداختند و جريان تفكرسازي نيز در اين كشور بسيار كمرنگ شده بود.
در زمان طالبان اغلب مطبوعات از فعاليت بازماندند و روزنامههاي دولتي مانند "هيواد" ،"انيس" و "شريعت" به عنوان ارگان مطبوعاتي نيروهاي طالبان به چاپ ميرسيدند.
بعد از سقوط طالبان در افغانستان، دولت انتقالي توانست با مرمت چاپخانه دولتي آزادي كه در دوران جنگهاي داخلي تمام ماشينهاي چاپ آن نابود شده بود، روزنامه انيس، هيواد و آرمان ملي را به چاپ برساند.
با استقرار حكومت انتقالي به رهبر "حامد كرزي" رييس جمهوري افغانستان قانون جديد مطبوعات اعلام شد كه براساس آن، مطبوعات ميتوانند بدون مجوز انتشار خود را آغاز كنند.
بر اساس قانون جديد مطبوعات افغانستان، دولت موظف است تا شرايط و فضاي كاري مساعد را براي فعاليت مطبوعات در كشور فراهم كند.
اولين قانون مطبوعات افغانستان در سال ۱۳۸۰خورشيدي بعد از سقوط طالبان تصويب شد و بعد در سال ۱۳۸۱در يك همايش بينالمللي در كابل اين قانون دوباره براي ايجاد راهكار و اصلاح دراختيار صاحبنظران مطبوعات قرار گرفت.
براساس قانون جديد توهين به اسلام ، ساير اديان ، هتك حرمت و افترا به شخصيتها نيز ممنوع اعلام شد.
در شرايط حاكم كه مطبوعات نوشتاري افغانستان در چه وضعيتي قرار دارند بايد گفت كه چندي قبل اتحاديه خبرنگاران افغان با انتشار گزارشي از وضعيت رسانهها و خبرنگاران در افغانستان ابراز نگراني كرد.
در اين گزارش آمده است كه آزادي بيان در سال ۲۰۰۷ميلادي در كشور روز به روز با چالشهاي جديدي مواجه خواهد شد كه اين امر نگرانكننده است.
بر اساس اين گزارش، كاهش حمايت دولت از خبرنگاران و رسانهها به چالش عمده براي مطبوعات افغانستان تبديل شده است.
اتحاديه خبرنگاران افغان در اين گزارش تغييرات جديد توسط وزارت فرهنگ و اطلاعات در راديو و تلويزين ملي اين كشور را ديكتاتور مابانه توصيف كرد.
اين اتحاديه اعلام كرد كه اين نگراني وجود دارد، رسانههاي دولتي افغانستان به بنگاه تبليغاتي براي مقامات دولتي تبديل شده كه اين كار خطري براي آزادي بيان در اين كشور به حساب ميآيد.
"حامد كرزي" رييس جمهوري افغانستان نيز در آيين دومين سال شروع به كار مجلس شواري ملي در ماه گذشته از دستاوردهاي بزرگ دولت براي آزادي بيان در اين كشور سخن گفت.
به گفته كرزي هم اكنون بيش از ۳۰۰روزنامه و مجله در افغانستان منتشر ميشود و ۱۲فرستنده تلويزيوني كه يك شبكه آن دولتي است نيز فعالند.
خبرنگار ايرنا نظر "محمد زبير شفيقي" مدير مسوول روزنامه "ويسا" را در باره وضعيت رسانههاي نوشتاري افغانستان جويا شد.
وي گفت: بعد از توافق شهر بن آلمان آزادي بيان در افغانستان رو به بهبود است.
شفيقي رشد مطبوعات در افغانستان را به علت نبود فرهنگ روزنامه خواني "كند" توصيف كرد.
وي مشكلات ديگر مطبوعات را مسائل اقتصادي عنوان كرد و گفت كه به دليل نبود آگهيهاي بازرگاني رسانههاي نوشتاري افغانستان با مشكلات زيادي روبهرو هستند.
شفيقي از دولت افغانستان خواست تا از مطبوعات مستقل و آزاد در اين كشور حمايت كند و راه را براي رشد آنها فراهم كند تا در شرايط كنوني اين رسانهها از رشد لازم برخور دار شوند.
"لياقت علي اميني" مدير مسوول روزنامه افغانستان يكي از پر تيراژترين روزنامههاي كابل هم به خبرنگار ايرنا گفت: مشكلاتي براي رسانههاي نوشتاري در افغانستان وجود دارد.
وي گفت: خود سانسوري مطبوعات و سانسور آنها از طرف حاميان مالي آن از جمله مشكلاتي است كه مطبوعات اين كشور با آن مواجهند.
اميني در ادامه تاكيد كرد: تاكنون سانسور و فشار از طرف مقامات دولت بر رسانههاي اين كشور وجود نداشته، ولي تعدادي از نهادها دولتي به دليل انتقاد رسانهها از آنان تهديدهايي را نيز انجام دادهاند.
وي درباره مشكلات اقتصادي مطبوعات افغانستان گفت: با توجه به فعاليت اقتصادي بخش خصوصي در كشور، آگهيهاي بازرگاني به قدر كافي وجود دارد كه بتواند چرخه چاپ مطبوعات را به حركت درآورد.
اميني تاكيد كرد، مطبوعات غيرحزبي و بيطرف است كه ميتوانند در اين زمينه فعاليت كنند و مطبوعات وابسته به جناحهاي سياسي و احزاب، تاكنون نتوانستهاند كه جايگاه خود را در اجتماع باز كنند.
هم اكنون در افغانستان ۱۲روزنامه به نامهاي چراغ، هيواد، انيس، اصلاح، آرمان ملي، اتفاق اسلام، اوت لوك افغانستان، روزنامه افغانستان، كابل تايمز، افغانستان تايمز، راه نجات و ويسا به چاپ ميرسد.
آمار دقيقي از تيراژ مطبوعات افغانستان در دست نيست.
دوشنبه دوم بهمن 1385
اعتراض به تبلیغ نفرت نژادی و نژادپرستی
ما٬ به عنوان گروهی از مردم افغانستان مقیم بریتانیا٬ محتوای این فیلم را به صورت بسیار روشن توهین آمیز٬ تبلیغ نفرت نژادی و نژادپرستی می دانیم. ما درصدد هستیم تا اعتراض و ناخوشنودی خویش از این فیلم را در قالب یک گردهمایی صلح آمیز به اطلاع همگان، بویژه کمپانی سازنده فیلم، کارگردان آن کبیر خان و تمام کسانی که در تولید آن دست داشته اند٬ برسانیم. این گردهمایی روز سه شنبه ۲۳ جنوری از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳:۳۰ در برار سفارت هندوستان در لندن برگزار خواهد شد. ما تداوم توزیع این فیلم توسط کمپانی سازنده آن را مسوولیت گریزی می دانیم و معتقد هستیم که باید تنوع و حرمت جوامع توسط آنان مد نظر گرفته شود. تصویری که در کابل اکسپرس از یک ملت و مخصوصا از جامعه هزاره ترسیم شده است، غیر واقعی است و هیچکس نباید به خود اجازه بدهد که جامعه ای را به صورت جمعی "خطرناکترین" و یا "وحشی ترین" و نظایر آن قلمداد کند.
ما به ملت و دولت هندوستان احترام داریم و معتقدیم که دو ملت هندوستان و افغانستان دارای روابط دیرینه و تاریخی هستند و از اینگونه اقدامات که ظاهراً به هدف تخریب این روابط برنامه ریزی شده است، باید جلوگیری شود.
ما از کمپانی هندی٬ یاش چوپره٬ و آقای کبیر خان٬ کارگردان فیلم می خواهیم که توضیح دهند که چگونه و چرا در بخش هایی از این فیلم اجازه داده شده است تا به صورت آشکارا به یک جامعه توهین صورت بگیرد. آنان باید از ملت افغانستان و مخصوصا از جامعه هزاره عذرخواهی کنند.
ما از دولت هندوستان خواستار تحقیق در مورد انگیزه هایی هستیم که در پشت این فیلم نهفته است و می خواهیم که تولید کنندگان این فیلم برخورد لازم و قانونی صورت بگیرد.
ما همچنین از دولت افغانستان می خواهیم تا در مورد انگیزه هایی که در پشت تولید این فیلم قرار دارد تحقیق کند و زمینه را برای محاکمه کمپانی و کارگردان آن به خاطر توهین به یک ملت و نژادپرستی فراهم سازد.
در عین حالی که ما به صورت بنیادی معتقد به آزادی بیان هستیم٬ این امر بسیار روشن است که این فیلم دارای محتوای نژادپرستانه می باشد و درصدد سیاه کردن هویت مردم افغانستان و مخصوصا هزاره ها است و هیچکسی نمی تواند توجیهی برای چنین اقدامی پیدا کند.
محل تجمع : مر کز لندن، مقابل سفارت هندوستان
آدرس سفارت : India House Aldwych London WC2B 4NA
تیلفون تماس : ۰۷۹۵۶۱۹۰۱۵۷ ٬ ۰۷۷۹۲۹۸۴۴۷۱
جامعه افغانی مقیم بریتانیا




