تبليغاتX
چراغ

سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385

ماوتاریخ

 

احمد شاه دراني در نيمه دوم قرن هجدهم حكومت مستقل افغانها را پايه ريزي كرد حكومتي كه به بخشهاي

متعددي تقسيم مي شد: حكومت كابل ،‌ حكومت پيشاور ، قندهار وهرات . بجز هرات كه اداره ي آن را شاهز

ادگان سدوزائي به عهده داشتند ، ساير بخشها را سرداران با ر كزائي اداره مي كردند .مقارن اين حال مناطق

هزارجات بطور مستقل توسط ميران آن اداره مي شد ،‌در بعضي موارد ميران هزاره با توجه به موقعيت خو

يش باحكومت هاي مجاور متحد مي شدند ،و در قبال پرداخت ماليات به حكومت تأ مين امنيت كاروا

نهاي  تجاري در مناطق هزارجات راميران هزاره در قبال حكومت مطبوع خود متعهد مي شدند البته. اين اتحادهاباحکومت های محلی

عمومأموقتي بود ميران هزاره بخاطر اختلافهاي داخلي ونرسيدن به وفاق در مقابله با دشمن مشترك ،‌تن به

اين گونه اتحادها مي دادند ،‌لذا وقتيكه مي ديدند حكومت همجوار آن ها از قدرت كافي برخوردار نيست بلا فا

صله استقلال خويش را اعلام مي كردند واز دادن ماليات سرباز مي زدند .در دهه سوم قرن نوزدهم و پس از

آنكه امير دوست محمد خان به امارت كابل رسيد ، تلاشهاي وي براي تصرف منطقه شمال غرب هزارجات

آغاز شد ،‌در مقاومت سرسختانه كه از طرف هزاره ها  انجام شد ،‌دوست محمددر تصرف مناطق هزارجات

عاجزماند ‌،در عين حال خوانين وميران هزاره ي كه زمين ها واملاك شان در مجاورت حكومت قرار داشت ما

نند طوايف بهسود ،‌محمد خواجه ،‌چهار دسته ،‌جغتو وفولادي ‌،خود را متحد دوست محمد خان مي خواندند وسالا

نه به او ماليات پرداخت مي كردند[1]. دولت وقت روز به روز مقدار ماليات هزاره ها را زيادتر مي كرد ،‌تحصيل

كنندگان ماليات به كمك نيروي نظامي ماليات سنگین دولتی را تحصيل مي كردند ،‌اين در حالي بود كه

مامورین اضافه بر ماليات كيسه هاي خودشان رانيز پرمي كردند .[2]

شيوه رفتار امير دوست محمد خان با سران وميران هزاره دشمنانه بود ،‌او از شيوه تفرقه اندازي در بين مردم

هزاره مخصوصاً‌ميران هزاره استفاده مي كرد ، با اين شيوه بود كه مي توانیست از اقتدار هزاره ها جلوگيري

نمايد ،‌او نمي خواست هزاره ها به رهبري واحد واتحاد نسبي دست پيدا كنند به همين خاطر تلاش كرد از مو

قعيت روبه رشد مير يزدان بخش بهسود بكاهد .او با تقويت كردن ميران مخالف مانند : محمد علي بيگ وتطميع

حاجي خان كاكر كه قول داده بود در صورت پيروزي بر ميريزدان بخش او را به امارت با ميان بگمارد ،

موفق شد مير يزدان بخش را براي مذاكره در باميان حاضر كرده دستگير نمايد ،‌با اعدام مير يزدان بخش و

برادرش عباس، توسط حاجي خان كاكر ،‌هوادران بي رهبر او به راحتي از پا در آمدند .

سرانجام در اواخر ده سوم قرن نوزدهم ،‌تمام ميران شيخعلي ،‌دايزنگي ،‌دايكندي از تابعين امير دوست محمد

خا ن شمرده مي شدند اين در حالي بود كه دوست محمد خان نفوذ مردمي خود را در بين هزاره ها بيش از

پيش از دست داده بود ،‌مثلاً‌وقتيكه در سال (1843 م) بعد از جنگ دوم افغان وانگليس ورسيدن مجدد

دوست محمد خان به امارت كابل سران افغان تاجيك وازبك وميران منطقه غزني به مبارك بادي آمدند از ميرا

ن دايزنگي ودايكندي كسي به مبارك بادي نيامد .[3]

 

 



[1] ر.ك  . تيمور خانوف ، تاريخ ملي هزاره ،‌مترجم عزيز طفيان ،‌موسسه مطبوعاتي اسماعيليان  ص194

[2] همان ص150

[3] همان ص155

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 5:34 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

گزارش از وضعیت رسانه های تصویری در افغانستان

نگاهي به نقش شبكه‌هاي تلويزيون خصوصي در توسعه رسانه‌اي افغانستان

از آغاز به كار تلويزيون در افغانستان زمان زيادي نمي‌گذرد ، در زمان "محمد داوود" اولين رييس جمهوري اين كشور در سال ‪ ، ۱۳۵۷‬نخستين ايستگاه تلويزيوني در شهر كابل راه‌اندازي شد.

فرستنده اين ايستگاه تلويزيوني را ژاپن اهدا كرد و اولين رسانه تصويري بود كه در شروع كار، مردم پايتخت را به تماشاي اين جعبه جادويي كشانيد.

راه‌اندازي تلويزيون در افغانستان به علت ساختار فرهنگي و سياسي كه در جامعه حاكم بود، به بنگاه تبليغاتي دولت تبديل كرد و اين روندبعداز حكومت داوود، با شدت بيشتري ادامه يافت و برنامه‌ريزي‌ها و اداره تلويزيون منحصرا در اختيار دولت قرار گرفت.

تلويزيون ملي افغانستان پس از سقوط رژيم طرفدار شوروي سابق درسال ‪۱۳۷۱‬ از پويايي خود بازماند و در زمان مجاهدين ارزش و كاربرد آن به پايين‌ترين سطح ممكن تنزل يافت.

در سال ‪ ۱۳۷۵‬كه مجاهدين كابل را ترك كرده و شهر به گروه طالبان واگذار شد ، افغانستان به كشور بدون تصوير مبدل شد، طبق عقايد طالبان تصوير گرفتن، نقاشي و مجسمه‌سازي مظهر شرك بود و ادامه فعاليت اين رسانه ممنوع اعلام شد.

طالبان براي ايجاد رعب و وحشت ، تلويزيونها را شكستند و براي عبرت مردم ، تلويزيون را به تير برق و درختان آويزان كردند تا آنان از عناد آنها با اين منبع اطلاع‌رساني در جامعه آگاه شوند.

استفاده از دوربين‌هاي فيلم‌برداري و عكاسي هم در كشور ممنوع شد، مردم حق نداشتند موسيقي گوش دهند و يا ضبط صوت در اختيار داشته باشند ، زماني به آنان اجازه داده مي‌شد كه ضبط صوت داشته باشند تا به مدايحي كه طالبان ساخته بودند، گوش دهند.

با سقوط رژيم طالبان در سال ‪ ۱۳۸۰‬خورشيدي، تلويزيون كابل بار ديگر با فرستنده‌هايي كه سالها صداي جنگ را منعكس كرده بود دوباره فعال شد ولي به دليل نبود كادر فني و افراد متخصص تلويزيون نتوانست مخاطبان خود را داشته باشد.

تلويزيون كابل كه چهار ساعت در روز برنامه پخش مي‌كرد، به پخش اخبار و گزارش هاي تشريفاتي مربوط به ديدار بزرگان دولتي بسنده مي‌كرد و فعاليتي براي برنامه‌سازي و جذب مخاطب نداشت.

در آن زمان آلمان و ژاپن تلاش‌هاي زيادي را براي بهبود وسايل فني و برنامه‌سازي تلويزيون انجام دادند ولي اين تلاشها به اين علت كه مردم خود را در آن سهيم نمي‌دانستند، مخاطبان تلويزيون دولتي را افزايش نداد.

تلويزيون كابل ابتدا فقط پايتخت را پوشش مي‌داد و تعدادي از ولايات نيز ايستگاه محلي داشتند كه برنامه‌سازي و اطلاع‌رساني لازم در اين فرستنده‌ها هم ديده نمي‌شد.

اولين تلويزيون خصوصي افغانستان در ولايت هرات واقع در غرب كشور در سال ‪ ۲۰۰۳‬ميلادي بنام "سيماي غوريان" آغاز به كار كرد.

هرچند كه اين شبكه، فرستنده كوچكي دراختيار داشت ولي با پخش برنامه‌هاي متفاوت با برنامه تلويزيون دولتي توانسته بود، تعداد مخاطبين اندك خود را در منطقه تحت پوشش در شهرستان غوريان ولايت هرات افزايش دهد.

مردم شمال افغانستان كه به تلويزيون دسترسي نداشتند در ژانويه سال ‪ ۲۰۰۴‬ميلادي در شهر "شبرغان" افغانستان شاهد تولد يك رسانه خصوصي تصويري به نام "آينه" بودند.

اين شبكه كه توسط فرمانده مقتدر شمال، ژنرال "عبدالرشيد دوستم" حمايت مالي مي‌شد، با همكاري متخصصان تركيه آغاز به كار كرد و با پوشش پنج ولايت شمالي به مردم اين مناطق اجازه داد تا طعم يك رسانه آزاد را احساس كنند.

آينه كه در ابتدا به زبان تركمني و ازبكي برنامه پخش مي‌كرد مقداري رنگ و بوي غربي داشت و افغان‌ها را با ساختار و نوع جديدي از رسانه و برنامه‌ها آشنا كرد.

فعاليت تلويزيون آينه در شمال ، تلويزيون ملي را واداشت تا براي رقابت با تلويزيون‌هاي خصوصي وارد ميدان شود و در اولين قدم تلاش كرد كه صداي خوانندگان زن را در افغانستان پخش كند.

هرچند كه اين امر با اعتراض روحانيون مواجه شد و "فضل‌الهادي شينواري" رييس قوه قضاييه سابق افغانستان اعلام كرد كه ديگر اجازه پخش تصاوير زنان را نخواهد داد.

مردم شهر كابل پايتخت افغانستان نيز ‪ ۲۳‬مه ‪ ۲۰۰۴‬ميلادي شاهد راه‌اندازي اولين تلويزيون خصوصي به نام "افغان تي وي" بودند اين شبكه در ابتدا با پخش صداي خوانندگان زن و برنامه‌هاي تفريحي توانست در ميان شهروندان كابل بينندهايي را نيز پيدا كند.

اين‌شبكه كه دستگاه فرستنده آن با هزينه ‪ ۲۰۰‬هزار دلار ازتايوان خريداري شده بود ، اكنون به دليل ضعف در برنامه‌سازي و همچنين كيفيت پايين تصوير نتوانسته است با ساير تلويزيون‌هاي خصوصي در كشور رقابت كند.

در اكتبر سال ‪ ۲۰۰۴‬ميلادي تلويزيون خصوصي "طلوع" به بازار رسانه‌هاي تصويري كشور افزوده شد ، اين رسانه با بكارگيري نيروهاي جوان و برنامه‌هاي جالب توانست بزودي مخاطبان خود را در افغانستان جذب كند.

طلوع تلاش كرد كه از طرفي طيف‌هاي مختلف اجتماع را با خود داشته باشد و از طرف ديگر برنامه‌هاي نو و مطابق سليقه جوانان را ارايه كند و همچنين با پرداختن به مسايل سياسي و انتقادي مخاطبان خاص خود را داشته باشد.

در ‪ ۱۶‬اگوست سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي فعاليت تلويزيون خصوصي "آريانا" آغازشد كه رويكردي همانند طلوع داشت با برنامه‌هاي متنوع و امكانات زياد توانست، مخاطبين لازم را پيدا كند.

رسانه‌هاي خصوصي "لمر" ، "شمشاد" و "آشنا" همانند سايرشبكه‌ها توانستند، وارد صحنه شوند و تغييري در روند اطلاع‌رساني در كشور ايجاد كنند.

هرچند حمايت‌كنندگان مالي تلويزيون‌هاي خصوصي در افغانستان‌متفاوت هستند ولي از نظر برنامه‌ريزي تفاوت چنداني نمي‌توان در كار آنها ديد.

رويدادهاي افغانستان و جهان ، پخش موسيقي، فيلم‌ها و سريال‌هاي خارجي از عمده‌ترين برنامه‌هاي اين رسانه‌ها مي‌باشد كه در تمام شبكه‌هاي تلويزيوني مشترك است.

در شبكه‌هاي خصوصي تلويزيون افغانستان توجه به برنامه‌هاي ويژه زنان ، جوانان، علمي، تفريحي، معرفي چشم‌اندازهاي طبيعي ، گفت و گو با فعالان عرصه سياسي و خبررساني از جايگاه خاصي برخوردار است.

درحال حاضر مشخص نيست چه تعداد از ‪ ۲۴/۲‬ميليون نفر جمعيت اين كشور تحت پوشش شبكه‌هاي تلويزيوني قرار دارند.

مهمترين مشكل افغانستان در گسترش برنامه‌هاي تلويزيوني برق است ، در صورت رفع اين معضل مي‌توان شاهد راه‌اندازي تلويزيون‌هاي خصوصي بيشتري بود.

طبق آمارهاي ارايه شده ‪ ۱۱‬درصد جمعيت افغانستان به برق دسترسي دارند.

صاحب نظران مسايل فرهنگي در افغانستان معتقدند كه تلويزيون‌هاي خصوصي توانسته‌اند در اطلاع‌رساني و ارايه برنامه‌هاي جديد تحول خوبي ايجاد كنند و اين امر باعث شد تا تلويزيون ملي افغانستان تدوين برنامه‌هاي جديدي را در دستور كار خود قرار دهد.

چشم‌انداز آينده بهتر رسانه‌هاي تصويري با پيدايش تلويزيون‌هاي خصوصي در كشور متصور است و اين باعث شده تابينندگان تلويزيون‌ها نيز افزايش يابند.

هرچند رسانه‌هاي تصويري اين كشور نتوانستند منابع مالي خود را متنوع سازند، اما با پخش آگهي‌هاي بازرگاني درصدد تامين هزينه‌هاي خود هستند.

با تمام امتيازاتي كه تلويزيون‌هاي خصوصي افغانستان دارند، به علت مشكلات مالي و كمبود نيروي انساني براي تهيه و تدوين برنامه‌ها تا حرفه‌اي شدن راه درازي را در پيش رو دارند.

منبع ایرنا

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 9:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

گزارش از وضعيت رسانه هاي تصويري 2

تلويزيون اريانا

ديانا رامين در حال خواندن خبر در تلويزيون  آريانا

ناهيد و فواد در حال اجرايي برنامه انتخاب بيننده ها

ناصر فياض در حال اجرايي برنامه حقيقت

وجمه و ميرويس در حال اجرايي برنامه ستاره هاي رنگين

اخبار انگليسي

برنامه تفريحي

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 8:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

گزارش تصویری از وضعیت رسانه ها در افغانستان

آرم تلويزيون طلوع

يك ميز گرد سياسي تلويزيون طلوع

فرشته يقعوبي در حال اجرايي برنامه خانه تلويزيون طلوع

معصوم قسمت در حال اجراي گزارش شش و نيم

 

لودميلا حسن زاده در حال اجرايي برنامه سه پرسش و سه پاسخ

برنامه شاد موسيقي هاپ

جواد زاهد در حال خواندن  اخبار ورزشي

موسوي در حال اجرايي برنامه هاليود

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 8:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

وزیر خارجه افغانستان از کشور ازبکستان دیدار کرد

داکتر رنگین دادفر سپنتا وزیر امور خارجه افغانستان که مصروف دیدار از ازبکستان است در دومین روز سفرش بعد از ظهر دیروز با آقای نادرخان معاون صدراعظم جمهوری ازبکستان در کاخ صدارت آنکشور ملاقات نمود.

طرفین روی امکانات همکاری های بیشتر، ضرورت برگزاری اولین جلسه کمیسیون مشترک همکاری های اقتصادی دوجانبه میان ازبکستان و افغانستان تبادل نظر نموده و مسایل اقتصادی، ترانسپورتی، وصل کشور ازبکستان با ایران، پاکستان و هند از طریق افغانستان را مورد بحث قرار دادند.

داکترسپنتا گفت: متخصصان و سرمایه داران ازبک میتوانند در بازسازی افغانستان سهم بگیرند. وزیر امور خارجه مشکل مواد مخدر را چالش مهم دانسته و به  جانب ازبکستان پیشنهاد نمود تا هردو کشور   در آینده  موافقتنامه یی را در مورد امضا نمایند که با موافقت معاون صدر اعظم ازبکستان مواجه شد.

    همچنین داکتر سپنتا وزیر امور خارجه  بعد از ظهر دیروز طی مصاحبه با تیم خبرنگاران تلویزیون و آژانس خبر رسانی جهان مربوط وزارت امورخارجه ازبکستان گفت: خوشحالم که جمهوری ازبکستان از تمام تلاش های ما به گرمی استقبال مینماید؛ زیرا تروریزم و مواد مخدر مشکل مشترک منطقه یی و بین المللی می باشد. همسایگان ما نیز قربانی این دو پدیده بوده و مبارزه علیه آن باید مشترک باشد. ما صاحب تاریخ، مذهب و فرهنگ مشترک هستیم و روابط هردو کشور بیش از پیش توسعه خواهد یافت. ازبکستان می تواند در زمینه اعزام و تربیه متخصصان در ساحات اقتصادی و ترانسپورتی  با ما همکاری نماید.

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 7:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم آذر 1385

NATO must ensure justice for victims of civilian deaths and


  Afghanistan: NATO must ensure justice for victims of civilian deaths and
torture


NATO leaders must set up a joint body, together with partners in
Afghanistan, to pursue justice for civilians whose human rights may have
been violated by the NATO-led International Security Assistance Forces
(ISAF) in Afghanistan, said Amnesty International ahead of the NATO summit
in Riga, Latvia on 28/29 November.

Amnesty International is concerned that the legal basis for the presence
of ISAF in the country places it outside Afghan law and beyond the
effective reach of justice in members' own countries.

"ISAF has a crucial role to play in securing the rule of law in
Afghanistan. We urge NATO leaders to ensure that ISAF does not fall short
of international humanitarian and human rights law in pursuing this aim,"
said Tim Parritt, Deputy Asia Pacific Director at Amnesty International.

"Any civilians who may have suffered human rights violations in the course
of ISAF operations deserve to receive justice and we call on NATO to lead
the establishment of a body to investigate such claims, ensure the
prosecution of those found responsible, and ensure reparation for the
victims."

Amnesty International is particularly concerned that:

Aerial bombardments carried out as part of ISAF military operations have
resulted in the killing of civilians, according to reports. These attacks
may have failed to discriminate between civilians and military targets.

These operations have also contributed to the displacement of up to 90,000
people who have fled their homes because of the violence.

Detention procedures currently used by ISAF may be resulting in the
torture or ill-treatment of Afghan nationals who are handed over to Afghan
security forces known to use such practices.

NATO should create a joint body together with its Afghan partners and the
UN Assistance Mission to Afghanistan (UNAMA) to pursue justice for human
rights violations such as these. The body could draw on the Trust Fund
called for in UN Security Council Resolution 1386 (2001) to make any
reparations to victims.

NATO members should ensure that ISAF complies fully with international law
in the course of its operations and should cooperate with UNAMA and the
Afghanistan Independent Human Rights Commission in doing this. ISAF should
pay particular attention to its arrest and detention procedures, including
the handing over of detainees to Afghan custody.

Amnesty International has for many years raised concerns about the use of
torture and ill-treatment by Afghan security forces, including the
National Security Directorate.




نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 8:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم آذر 1385

هزاره ها با خطر گرسنگی روبرو هستند

 

 يك نهاد بين‌المللي كه در مناطق مركزي و هزاره‌نشين فعاليت دارد، اعلام كرد كه نيمي از مردم ساكن اين مناطق به دليل خشكسالي با خطر قحطي و گرسنگي روبه‌رو هستند.

موسسه " اكسفام" روز دوشنبه با انتشار يك گزارش تحقيقي از اين مناطق، هشدار داد، به دليل فرا رسيدن فصل سرما، خطر بروز يك فاجعه انساني ساكنين مناطق مركزي افغانستان را تهديد مي‌كند.

در اين گزارش آمده است مردان اين مناطق به علت تداوم خشكسالي طي پنج سال اخير مجبور به مهاجرت به ايران و پاكستان شده و اكنون زنان و كودكان با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم مي‌كنند.

اكسفام تاكيد كرده است كه اين مناطق در محاصره برف قرار دارد و راههاي ارتباطي نيزدر حال بسته شدن و مواد غذايي رو به اتمام است.

بر اساس اين گزارش نيمي از مردم مناطق ياد شده در صورت عدم تامين مواد غذايي با خطر مرگ روبه رو بوده و احتمال بروز فاجعه انساني در اين مناطق وجود دارد.

اكسفام اعلام كرد: اغلب مردان خانواده در منطقه حضور ندارند و مسئولان محلي از آغاز مهاجرت دسته جمعي مردم اين مناطق خبر داده‌اند كه در صورت نرسيدن كمك ،اين روند مي‌تواند باعث مشكلات اقتصادي و اجتماعي در افغانستان شود.

در اين گزارش از تمامي نهادهاي كمك‌كننده خواسته شده تا توجه جدي به مردم مناطق مركزي افغانستان داشته ، زيرا مردم اين مناطق تا سال آينده زراعي هيچگونه دسترسي به مواد غذايي و پول ندارند.

دولت افغانستان اخيرااعلام كرد ، به دليل خشكسالي درشش سال گذشته دو ميليون و ‪ ۵۰۰‬هزار نفر در سراسر افغانستان با خطر گرسنگي روبرو هستند.

كميته كمك اضطراري دولت افغانستان چندي قبل اعلام كرد كه دولت براي كمك به مردم آسيب ديده به بيش از يك صد ميليون دلار كمك نياز دارد تا بتواند قبل از فرا رسيدن فصل سرما مواد غذايي را به مناطق صعب العبور كشور برساند.

براساس اعلام نهادهاي بين‌المللي و دولت افغانستان حدود هفت ميليون نفر در سراسر كشور به كمك‌هاي بين‌المللي براي ادامه زندگي نياز دارند .

سازمان اطلاعات و امنيت آمريكا، جمعيت افغانستان را در سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي ‪ ۳۰‬ميليون نفر اعلام كرد در حاليكه مركز آمار اين كشور، آن را ‪ ۲۴/۲‬ميليون نفر گزارش كرده است.


نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 13:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم آذر 1385

وضعیت آموزش در افغانستان

 

از هر پنچ دختر تنها یکتن آنها به تعلیمات ابتدائی دسترسی دارد

 

طبق گزارش جدید که امروز توسط اداره بین المللی آکسفام انتشار یافت، باوجود افزایش میزان شمولیت اطفال در مکاتب که از سال 2001 بدینطرف 5 چند افزایش یافته است، هنوز هم بیشتر از نصف اطفال افغانستان به مکاتب دسترسی ندارند. این گزارش یک روز قبل از کانفرانس ناتو در Latvia در رابطه به مرور و بررسی پیشرفت ها در افغانستان به نشر میرسد.

 

دختران بویژه از ناحیه فراگیری تعلیم و تربیه متضرر بوده زیرا از هر 5 دختر صرف یکتن به تعلیمات ابتدائی و از هر 20 دختر تنها یکتن به تعلیمات ثانوی دسترسی دارند.

 

این گزارش تحت عنوان "عرضه تعلیمات باکیفیت و رایگان برای اطفال افغانستان" شرح میدارد که عدم تحویل مساعدت کشور های ثروتمند به مفهوم اینست که میلیون ها طفل از نعمت تعلیم و تربیه بی بهره میمانند.

 

در حال حاضر 5 میلیون طفل افغان در مکاتب مصروف فراگیری تعلیم و تربیه بوده (در حدود 1 میلیون در سال 2001 در زمان سلطه رژیم طالبان و بیشتر از 3.1 میلیون در سال 2003) در حالیکه در حدود 7 میلیون طفل دیگر به مکاتب دسترسی ندارند.

 

بسیاری از اطفال که به مکتب میروند توسط معلمین غیر مجرب و مسلکی آموزش میابند: سروی که در شمال افغانستان انجام یافت نشان میدهد که تنها 5 فیصد معلمین مکاتب ابتدائی قادر به سپری نمودن امتحان که باید از نزد شاگردان آنها اخذ میشد، بودند.

 

قرار اظهار آقای  Grace Ommerرئیس دفتر آکسفام جی بی در افغانستان " تعلیم و تربیه اطفال افغانستان یک امر مهم در جهت بهبود زنده گی آنها و بازسازی و انکشاف کشور بشمار میاید. اما عدم توانائی پرداخت فیس از باعث فقر و ناداری و موجودیت فاصله های زیاد از نزدیکترین مکاتب سبب میگردد تا والدین از فرستادن اطفال شان به مکاتب اجتناب ورزند. آنعده اطفال که شامل مکاتب میباشند باید معلمین غیر مجرب، زیربنأ و امکانات نامکمل مکاتب و نصاب تعلیمی کهنه را تحمل نمایند. برای اینکه افغانستان به اهداف خویش در عرصه تعلیمات ابتدائی و ثانوی نایل گردد، ایجاب مینماید تا در مساعدت های کشور های ثروتمند برای حکومت افغانستان افزایش قابل ملاحظه بوجود آید."

 

گزارش آکسفام نشاندهنده نیازمندی شدید سرمایه گذاری اضافی در جهت ایجاد زیربنأ ها برای مکاتب میباشد. اضافه تر از نصف دانش آموزان از باعث عدم موجودیت مکاتب در نواحی نزدیک شان قادر به رفتن به مکاتب نمیباشند. به همین ترتیب بیشتر از نصف مکاتب افغانستان نیاز به ترمیمات اساسی داشته، اکثریت آنها فاقد آب آشامیدنی صحی یا تسهیلات برای تشناب بوده و در حدود دو میلیون طفل در زیر خیمه ها یا در هوای آزاد مصروف فراگیری تعلیم و تربیه میباشند. دفتر آکسفام از جامعه بین المللی میخواهد تا 563 میلیون دالر امریکایی را بخاطر بازسازی 7800 مکتب در سرتاسر افغانستان سرمایه گذاری نمایند. کشور های ثروتمند به جز از وعده های زیاد، مساعدت های کافی را به دولت افغانستان فراهم نمی سازند. تا فعلاً آنها سالانه صرف 126 میلیون دالر امریکایی را به افغانستان مساعدت مینمایند.

 

براساس تخمین دفتر آکسفام، افغانستان بصورت فوری به 53000 معلم آموزش یافته برای مکاتب ابتدائی و 64000 معلم دیگر در 5 سال آینده ضرورت دارد. طوریکه دیده میشود کمبود واضح در قسمت معلمین اناث بملاحظه رسیده، چنانچه در حال حاضر کمتر از 10/3 حصه معلمین را طبقه اناث تشکیل میدهند.

 

با توجه به روحیه و مورال ضعیف معلمین موجوده در افغانستان استخدام معلمین جدید یک امر مشکل به نظر میرسد. چنانچه معاش معلمین بسیار ناچیز بوده، طوریکه در ولایت دایکندی که در مرکز افغانستان موقعیت دارد برای اکثر معلمین ماهانه صرف مبلغ 38 دالر امریکائی پرداخته میشود و بسیاری از معلمین بخاطر دریافت معاشات شان مجبور به پرداخت رشوه میباشند.

 

برعلاوه بیشتر از 20000 معلم وجود دارد که معاشات خویش را بدون حاضر شدن بالای وظایف شان دریافت نموده و یا بیشتر از یک معاش اخذ مینمایند. دفتر آکسفام خواستار سیستم های بهتر بودجوی، مشورت های بیشتر و ایجاد یک دیتابیز معلمین به سطح ملی بمنظور برطرف ساختن فساد از سیستم معارف میباشد.

 

باوجود اینکه آموزش در مکاتب رایگان بوده اما در بعضی مناطق افغانستان در حدود 85 فیصد مکاتب از نزد متعلمین فیس اخذ مینمایند. در مقایسه با حد اوسط درآمد هر افغان که سالانه به 293 دالر امریکایی میرسد، حد اوسط فیس هر شاگرد سالانه 6 دالر امرکایی میباشد.

 

جهت حصول اطمینان از اینکه حکومت افغانستان به اهداف انکشافی هزار ساله (MDG) خویش نایل گردد، دفتر آکسفام خواهان است تا:

 

§         کشور های ثروتمند مبلغ 563 میلیون دالر امریکائی را بخاطر بازسازی مکاتب و 210 میلیون دالر را جهت طبع و توزیع کتب درسی در ظرف 5 سال آینده سرمایه گذاری نمایند.

§         پرداخت فیس از تمام مکاتب برطرف شود. یونیفورم، کتب درسی و مصارف ترانسپورتی تا حد امکان سبسایدی گردد.

§         در 5 سال آینده بتعداد 116000 معلم تحت آموزش قرار گیرند. طوریکه نصف آنها را باید معلمین قشر اناث تشکیل دهد.

§         مکاتب برای تمام شاگردان خویش غذای نیمه روزی را بطور رایگان تهیه نمایند.

§         حکومت افغانستان با اتحادیه های کارگری در قسمت ریفورم بودجه و طرزالعملهای کاری همکاری نموده تا مصارفات اضافی و فساد اداری کاهش یافته، پروسه پلانگذاری بهبود دریافت نموده و اطمینان حاصل گردد که تمام مکاتب در سرتاسر افغانستان بطور مساویانه تمویل میگردند.

§         تمویل کننده گان بشمول USAID و DFID بمنظور تامین هماهنگی بهتر باید خدمات تعلیمی را از طریق وزارت معارف افغانستان تمویل نمایند.

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 13:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم آذر 1385

انالله واناالیه راجعون

حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی باجمعی ازعلماوطلاب درتشیع

پیکرپاک حضرت آیت الله العظمی تبریزی که باحضورعلماواقشارمختلف

 برگزارشده بود شرکت نمودند.

 

سلسله نشستهای درجستجوی راه باموضوع بررسی وضعیت فرهنگی افغانستان وسخنرانی آقای علی امیری درقم برگزارگردید.

نوشته شده توسط سلمان علي زكي، در 5:43 |  لینک ثابت   •